مستند حیات وحش (حیات) مستند حیات وحش (حیات)
محبوبترین و جدیدترین مستند جهان
کیفیت عالی زیرنویس فارسی اورجینال
سریال شب به شب
خرید سریال های دوبله شبکه فارسی 1
تحویل 1 روزه تضمینی سفارشات تهران
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
در حاشیه نامه سرگشاده آقای مطهری

جناب آقای مطهری اول آنکه اگر به حکم نمایندگی تان نبود شما هم چون بسیاری در گوشه زندان بودید و هر گز فرصتی برای نوشتن نامه پیدا نمی کردید.

جناب آقای مطهری شما در این 4 سال اخیر به کدام وظیفه قانونی خود عمل کرده اید که اینک مهندس موسوی را حواله می دهید به نظارت نمایندگان. در 4 سال گذشته همیشه همه دولت ها زیر سئوال رفته است همه کوبیده شده اند همه تخطئه شدند شما و مجلسیان کجا بودید در این 4 سال گذشته عده ای میراث خوار  و تشنه قدرت دایم دیگران را کوبید دایم از دیگران انتقام گرفت و شما و مجلس محترم کجا بودید. کیست که باور کند که در مجلس و قوه قضاییه مصلحی وجود داشته باشد. در مجلسی که میلیاردی وزیر رفاه می شود همچون کردانی و همچو دانشجویی رای اعتماد از نمایندگان محترم می گیرند . کیست که باور کند در قوه قضاییه ای که فرزند بنیانگذارش در بند است مصلحی وجود دارد.  

 جناب آقای مطهری وقتی همه فریاد بر می آوردند بحرانی وجود ندارد و بحران نفی می شود کیست که بخواهد آن را حل کند زیرا اولین و ابتدایی ترین کار برای حل مساله و بحران قبول وجود بحران است.

جناب آقای مطهری در این 4 سال و اندی اخیر نمونه های زیادی از خودکامگی های دولت را شاهد بوده ایم نمونه های زیادی از تخلف در بودجه وجود داشته است یک مورد و تنها یک مورد از کارهای نمایندگان مجلس در برابر این همه خود کامگی ها چیست؟

جناب آقای مطهری می دانید چرا در دوره های قبل مردم هیچگاه در برابر ادعای  تقلب به خیابان ها نمی ریختند. زیرا اول باور نداشتند . دوم این تقلب را تاثیر گذار در آینده خود نمی دانستند و در وهله سوم باور داشتند که رهبری از این تقلب ها و تخلفات بی خبر است. 4 سال با تمام دروغ ها ساختند 4 سال با سیاست های اشتباه میراث خواران کنار آمدند زیرا باور داشتند رهبری از اقدامات دولتیان مبری است. و متاسفم بگویم اینک مردم رهبری را عامل اقدامات زیان بار دولت می دانند. اینک مردم تقلب را باور کرده اند و خود شاهد آن بوده اند می دانند این تقلب به معنای از دست رفتن آینده شان است و دیگر رهبری نیز وجود ندارد تا تکیه گاه مردم باشد. زیرا این دولت تا آنجا از رهبری هزینه کرده است که همه مردم رهبر را پشتیبان دولت می دانند که گاه بیان می کنند اگر مجلس در برابر دولت اقدامی انجام نمی دهد به خاطر رهبری است.

جناب آقای مطهری مواضع موسوی و کروبی باعث شده تا از بسیاری از اقدامات جلوگیری به عمل آید هنوز هم موسوی تکیه گاه مردمی است که دارند از انقلاب ناامید می شوند. مردمی که دارند از شعارهای خود بر می گردند و از کرده های خود دارند پشیمان می شوند. هنوز موسوی امید نسلی است که سهمش  از انقلاب تنها  شنیدن خاطر هاست جنگ و ویرانی را دیده تا اسم آزادی برده با شعار روبرو شده است و اینک تنها شاهد تنگ نظری هاست. امید این نسل را از آنان نگیرید.

شاید باور نکرده اید که موسوی تنها رهبر معنوی این جنبش است و دستگیری یا عقب نشینی ایشان نه تنها  باعث حل مسایل نمی شود بلکه مخاطرات فراوانی را در پی دارد.

جناب آقای مطهری یکبار با خود بیاندیشید در این چند ماهه چه اتفاقی افتاده است که تمام کسانی که در انقلاب نقش داشته اندو انقلاب را بوجود آورده اند و تمام کسانی که در 8 دولت ایران را بدین جا رسانده اند اینک شده اند معاند و مخالف اینک یا در زندانند یا در حبس خانگی. چه شده است که حکومت طاقت شنیدن سخنان همچو هاشمی رفسنجانی را ندارد از خاتمی می هراسد و موسوی و کروبی شده اند سران فتنه. چه شده است که  کسانی که در پیروزی انقلاب اسلامی هیچ نقشی نداشته اند در 8 دولت قبلی هم چندان نقشی نداشته اند اینک شده اند زمامدار امور و تنها باید صدای آنان شنیده شود. چرا؟؟

جناب آقای مطهری نسل امروز امید و آینده می خواهد آیا این دولت این امید و آینده را تضمین می کند دولتی که 4 سال تنها شعار داده و هزینه کرده و هیچ کس جلودارش نبوده است. گیریم در این هفت ماهه موسوی و کروبی مانعی برای اصلاحات بوده اند  برای 4 سال قبل چه جوابی دارید موانع 4 سال گذشته چه بوده است؟

جناب آقای مطهری امروز موسوی سرمایه ای برای بقای انقلاب است سعی نکنید این سرمایه را از انقلاب بگیرید.

گفت و گوی تفصیلی مهندس میرحسین موسوی در پاسخ به ۱۰سوال سایت کلمه

امروز هم عوامل و ریشه هایی را که منجر به دیکتاتوری می شود می توان شناسایی کرد و هم مقاومت در مقابل بازگشت به این دیکتاتوری را که باید گفت مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است. عدم سازگاری مردم با دروغ و تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد. همان طور که بسته شدن فضای مطبوعاتی و رسانه ای و پر شدن زندانها و کشتن بیرحمانه مردم در خیاباها که به صورت مسالمت آمیز احقاق حقوق خود را خواستارند نشان دهنده حضور ریشه های استبداد و دیکتاتوری باقیمانده از نظام شاهنشاهی است

امروز زندانها را پاکترین فرزندان ملت پر کرده اند؛ از دانشجویان و اساتید و دیگر اقشار. مطابق فرمول های مندرس شده ای به دنبال پرونده سازی برای آنها هستند با پرونده هایی مالی یا جنسی یا جاسوسی. در حالی که منحرفان واقعی و غارتگران بیت المال در بیرون از زندان ها مشغول جولان هستند. آنها به جای آنکه دنبال جاسوسان واقعی باشند انسان های شریف و مؤمن را به جاسوسی متهم می کنند. جا دارد در اینجا بنده از همه مشاوران پاک و فداکار و فرهیخته خود که همگی دستگیر شده اند و در محبس عدالت آقایان گرفتارند دفاع نمایم و شرمندگی خود را از اینکه کنار آنها نیستم ابراز کنم. این روز ها شبی نیست که بنده به امام و شهید بهشتی و دیگر شهیدان عزیز فکر نکنم و با آنها نجوا نکنم که شما چه می خواستید و امروز ما به کجا رسیده ایم. از مشاوران خود نام نبردم تا احترام خود را به همه زندانیان سیاسی ابراز کرده باشم. ایران نام و فداکاری همه این عزیزان را حفظ خواهد کرد.

کلمه: مهندس میرحسین موسوی در گفت و گویی تفصیلی به ۱۰ سوال سایت کلمه در مورد، اهداف اصیل انقلاب اسلامی، اقدامات قوه قضائیه، عملکرد سوء اقتصادی، بسته شدن فضای رسانه ای کشور، برپایی راه پیمایی و تجمع و برنامه های جنبش سبز پاسخ گفته است.

به گزارش خبرنگار «کلمه»، مهندس موسوی در این گفت و گو که در آستانه ۲۲ بهمن ماه مصادف با سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی انجام شد از دست دادن مشروعیت را عامل اصلی فروپاشی حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی دانسته است و تأکید کرد که امروز مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد. مشروح این گفت و گو را در زیر می خوانید:

ادامه ...
آیا انقلاب شکل می گرفت؟ اگر

این روزها مصادف است با دهه فجر اسلامی مرور تاریخ انقلاب هر چند با دشواری های فراوانی همراه است اما همیشه دارای نکات ارزشمندی است. یکی از این نکات نقش رسانه های بیگانه ( غیر ایرانی ) در پیروزی انقلاب است. دهکده نوفلوشاتو در جنوب پاریس هر روز میزبان خبرنگاران خارجی متعددی بود که قصد مصاحبه با امام خمینی (ره) را داشتند از رویترز تا بی ی سی و سایر رسانه های غربی. حتی در هواپیمای حامل ایشان درچنین روزی در بهمن 57 بیش از 130 خبرنگار خارجی وجود داشت. شاید اطلاع رسانی همین خبرنگاران بود تا دلیلی شد تا از برخی از اقدامات دولت وقت آن زمان جلوگیری به عمل آید. بنابراین شاید بتوان نقشی را برای رسانه های خارجی برای رساندن پیام امام به گوش ایرانیان و جهانیان و پیروزی انقلاب  متصور شد .

در چند وقت اخیر جرمی جدید تعریف شده به نام مصاحبه با رسانه های بیگانه اینک مصاحبه با بی بی سی ، صدای آمریکا و سایر رسانه های بیگانه جرمی نابخشودنی محسوب می شود. اما آْیا پس از سی سال مصاحبه با خبرنگاران خارجی جرم شده است. چگونه است که روزگاری نه چندان دور رهبر فقید انقلاب هر روز گوش به بی بی سی می داد و با خبرنگاران بیگانه مصاحبه می کرد اما جرم محسوب نمی شد و اینک شنیدن و دیدن و مصاحبه با این خبرنگاری ها جرم است. این معیارهای دوگانه تا کجا می خواهد ادامه داشته باشد. بیایید فرض کنیم رژیم ستمشاهی نگرش حکومت فعلی نسبت به مصاحبه با خبرنگاریهای بیگانه را داشت( فرض محال که محال نیست) چه اتفاقی می افتاد. ایا به امام اجازه مصاحبه با خبرنگاران خارجی داده می شد؟ با این گناه نا بخشودنی و این جرم سنگین چگونه برخورد می شد؟ ایا امام هزار باره عنصر بیگانه قلمداد نمی شد؟ ایا انقلاب به بیگانگان نسبت داده نمیشد؟ ایا بیان نمی شد که انقلاب آمریکایی یا انگلیسی است؟ زمانی که اما در یک روز با حدود 300 خبرنگار مصاحبه می کرد آیا به انواع براندازی و انقلاب مخملی و غیره محکوم نمی شد؟

بهتر نیست دوستان در تعاریف مصادیق و جرمها دقت بیشتری بنمایند تا نسل سومی هایی چون من این سئوالات به ذهنشان متبادر نگردد؟

اگر رژیم قبلی با نگرش حکومت فعلی در مورد مردم ، مصاحبه با خبرنگاران خارجی و... می خواست عمل کند آیا انقلاب اسلامی شکل می گرفت؟

پرونده های ناتمام

در ایران از هر سه نفر یک نفر دارای پرونده قضایی هستند یعنی حدود 23 میلیون پرونده قضایی در  کشور وجود دارد بی جهت نیست که بسیاری از پروندها در ایران نا تمام می ماند گاه آنقدر راکد تا اینکه امحا می شوند. اما از آغار جمهوری اسلامی ایران تا کنون پروندهای زیادی بوده اند که جنبه عمومی داشته و رمز گشایی نشده باقی مانده اند پرونده هایی که در آن انگشت اتهام به همه سمت می چرخد از نیروهای بیگانه تا نیروهای خود نظام.

پرونده ترورهای دهه شصت از ترور آیت گرفته تا تصفیه های اول انقلاب . از شهادت چمران تا .... از این دست پروند ها تا بخواهی هست. شاید قتل های زنجیره ای ، 18 تیر، کوی دانشگاه تهران  ، قتل های محفلی کرمان و مشهد و انفجار مسجد در شیراز از جمله معرفترین پرونده های ناتمام در چند سال اخیر بوده است اما پس از انتخابات پرونده های نا تمام زیادی گشوده شد که امیدی به بسته شدن آن وجود ندارد از خود پرونده انتخابات گرفته تا قتل های پیش آمده، کوی دانشگاه تهران، مجتمع سبحان ، حمله به خانه های سازمانی نمایندگان تا ترور های اخیر ترور شهید علی موسوی و دکتر علی محمدی.

شاید بتوان گفت که پس از انتخابات به اندازه سی سال پرونده نیمه تمام بوجود آمد. قتل ندا آقا سلطان که بازتاب جهانی داشت و همه و همه متهم شدند از شاهدین گرفته تا دول خارجی و البته خود نظام اما هیچگاه راز این قتل برای عموم اشکار نشد. فاجعه کهریزک نیمه تمام دارد دنبال می شود. خود انتخابات پرونده ای شده است و کشتارهای پس از آن نیز وهم آلود به نظر می رسد تعداد کشته ها بین 40 تا 75 نفر تخمین زده می شود. هر کس می گوید کشته شده ها متعلق به آن گروه بوده روزی بسیجی بوده اند روز دیگر طرفداران جنبش سبز.( و البته خود مردم در این زمینه بهترین قاضی هستند). هر چند می گویند زمان بهترین قاضی است اما در ایران زمان بهترین حلال است از بین برنده پرونده های نا تمام.

اما در پروندهای ناتمام دو چیز بیش از همه به چشم می آید در اکثر پروندهای ناتمام به نوعی لباس شخصی ها درگیر هستند. در اکثر پرونده ها رد پایی از لباس شخصی ها به چشم می خورد. لباس شخصی هایی که قبلا از حریم امن شان گفتم ( می توانید اینجا بخوانید). آنان همیشه از هر گناهی مبری هستند البته دست به هر اقدامی می زنند.

دومین مساله بی توجهی و نادیده گرفتن شعور مردم است. انگار ( بخوانید حتما) نظام اهمیتی به شعور عمومی و مردم نمی دهد نظام برای این که در پروندها خود را مبری نشان دهد سعی می کند تا با مرور زمان صوئرت مساله را پاک کند و آن چیزی که قربانی است اعتماد مردم است. اینک مردم در فضای راز الود به کمتر سخنی از دولت و نظام وقعی می نهند. هیچ پرونده ای شفاف نیست و عدم شفافیت خود بی اعتمادی به دنبال دارد. اتفاقا حالا که بحث در مورد شفافیت است چه خوب است که نظام از خود شروع کند موضه صریح و ضفاف خود را در مورد پروندهای ناتمام مشخص نماید. پروندهایی که آنقدر مبهمند که جایگاه شاکی و متهم گاه و بیگاه با هم عوض شده و البته در بسیاری از موارد این شاکیانند که در جایگاه متهمان قرار گرفته و محکوم می شوند و گاه حتی به جرم مطالبه حق زندانی می گردند.(می توانید مطلبی در این زمینه اینجا بخوانید). مگر قرار نیست هر کس شفاف موضع خود را مشخص کند حالا بد نیست تکلیف پرسش های 30 ساله و پرونده های ناتمام نیز مشخص شوند. بد نیست مردم بدانند آمران قتلهای زنجیره ای چه کسانی بودند؟، فاجعه و جنایت کوی دانشگاه در دو مقطع 18 تیر 78 و 25 خرداد 88 چگونه رقم خورد؟، آمران فاجعه کهریزک چه کسانی بودند؟ قاتلین مردم بعد از انتخابات چه کسانی بودند؟ نقش لباس شخصی ها در پرونده های ناتمام چیست؟ مسئولین و آمران ترور شهید علی موسوی و دکتر علی محمدی چه کسانی بودند؟اعتماد مردم در کجای معادلات مسئولین قرار دارد؟ و ....؟؟؟ تا بخواهی از این سئوالات بی پایان درباره پروندهای ناتمام وجود دارد.

آیا برای آنکه حق و باطل مشخص شود و مردم به بصیرت برسند در مورد پروندهای ناتمام شفاف سازی صورت بگیرد؟ هر چند در کشوری که همیشه و همیشه مردم باید در صحنه باشند و مسئولیت پذیر و پاسخگو  انتظاری وجود ندارد که مسئولین و دست اندرکاران پاسخگو باشند. اما مگر می شود این رابطه برای همیشه یک طرفه باشد؟

آیا پرونده انتخابات دهم، قتلهای پس از آن، کوی دانشگاه، فاجعه کهریزک، ترورها و... نیز به خیل عظیم پروندهای ناتمام افزوده خواهد شد؟

سرمایه دار؟

یک بار هم که مجانی، مجانی شده ای سرمایه دار ناراحتی؟ خوشه 3 شده ای مبارک است.

پ.ن1:امروز همه می گفتند خوشه 3 هستند. به قول شاعر من و این همه خوشبختی محاله

پ.ن2: خدا رو شکر اختلاف طبقاتی ندارم همه خوشه 3 هستند.

 پ.ن۳: تورم به ۵ درصد می رسد( دروغ که حناق نیست)

جرم جدید: مطالبه حق

امروز باید کسانی پشت میله‌های زندان باشند که دستور حمله به دانشجویان بی‌گناه را صادر کردند و دانشجویان را به صورت غیر قانونی بازداشت و به وزارت کشور منتقل کردند، ... امروز در حالی احکام زندانهای چندساله به جرم شرکت در تحصن دانشجویان و اساتید دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران صادر می‌شود....... آیا این عدالت است که دانشجویی تنها به جرم حضور در آن تحصن برای اعتراض به حمله به کوی دانشگاه روانه زندان شود؟

امروز دیگر بر کسی پوشیده نیست که لباس شخصی ها از کجا می‌آیند و از چه کسی دستور می‌گیرند! آیا این افراد خودسر‌اند که بازداشتگاه در اختیار دارند؟ آن هم در وزارت کشور؟!

این بخشی از نامه دانشجویان دانشگاه‌تهران به ابوترابی نائب رئیس مجلس است.( اصل نامه را می توانید اینجا بخوانید).

آری امروز لباس شخصی ها را می شناسند می دانند به کدام ارگان ها وابسته اند می دانند کسانی که از حسین دم می زنند و برای حسین می خوانند خود جای شمر و یزید نشسته و دستور حمله به خوابگاه ، دانشجویان و مردم را صادر می کنند و آن قدر قدرت دارند که از قانون بگریزند. زیرا خود بخشی از قدرت هستند. آنان لازمه قدرت هستند آنان باید باشند تا هر ندای حق طلبی را ساکت نمایند. پس تعجبی ندارد که کسی دنبال محاکمه آنان نباشد.

چه دردناک است که دانشجویان ناامید از دستگاه قضا دست به دامان نماینده ای شده اند که بیش از آنکه نماینده مردم باشد نماینده دولت است و نماینده .... نمایندگانی که خود بخشی از لباس شخصی هستند و برای راهیابی به مجلس بیش از آنکه وابسته به رای مردم باشند محتاج لباس شخصی ها هستند. آری داستان زجر آوری است که دانشجویان به جایی برسد که حتی محاکمه مجرمان را نخواهد بلکه خواستار آزادی بیگناهان دربند گردد آنان که تنها جرمشان درخواست محاکمه حمله کنندگان به کوی دانشگاه بوده است و همین مساله نشان می دهد که حتی درخواست محاکمه  لباس شخصی ها نیز جرم است.آری اینک مطالبه حق جرم است.  جرمی که زندان به دنبال دارد حبس و تعلیق و این از حکومتی که معترضان را خس و خاشاک می نامد و با چهارپایان مقایسه می کند بعید نیست، که خس و خاشاک برای آتش زدن و دست و چهارپایان برای قربانی و کار کشیدن. اگر اوضاع به همین منوال باشد چند صباحی دیگر کوچکترین حرف مخالفی علیه دولت نیز جرم تعریف می شود و ما  برای اینکه در این کشور زندگی می کنیم باید هر روز شکر خدا به جا بیاوریم.

مطالب مرتبط:

کوی دانشگاه آزمون اصولگرایان

حریم امن لباس شخصی ها

شهروندان درجه 3

پ.ن1: یاد فرازی از نامه حضرت علی(ع) افتادم که به مالک می فرمایند ای مالک مردم سرزمین تو یا در دین با تو برابرند یا در آفرینش.  ما با حکومت عدل علی که داعیه دار آن هستیم چقدر فاصله داریم.

پ.ن2: امروز دیدن عکس های پس از آزادی مهندس صفایی فراهانی خوشحال شدم.

استعمار فرهنگی یا زوال فرهنگی مساله کدام است؟

این روزها واژه استعمار فرهنگی را فراوان شنیده اید استعمار فرهنگی فرهنگ یک کشور را هدف قرار داده و فرهنگ یک کشور را به نفع خود تغییر می دهد. استعمار فرهنگی استعمار فیزیکی و مرزها نیست بلکه استعمار نگرش ها،  رفتارها یا به عبارت دیگر استعمار و اشتغال ذهن هاست. در چند روز اخیر بسیار صحبت از استعمار فرهنگی به میان آمده است. اما آیا مشکل ایران استعمار فرهنگی است. آیا پرداختن به استعمار فرهنگی علل و عوامل آن دلیلی برای غفلت از زوال فرهنگی نیست؟

در چند ساله اخیر زوال فرهنگی در کشور روند رو به رشدی داشته است. قبح تهمت زدن و انگ زدن از بین رفته است. کسانیکه تهمت می زنند بر صدر می نشینند و جایگاه شاکی و متشاکی عوض شده است. زوال فرهنگی ما را به جایی رسانده که از گفتگوی تمدن ها به جنگ تمدن ها بپردازیم و هر  روز صحبت از حذف کشوری به عمل آید. زوال فرهنگی یعنی امپراطوری جعل و دروغ. زوال فرهنگی یعنی مربی اخلاق مدار ورزش صحبت از گنده باقلی به میان بیاورد و کارگردان ارزشی برای خنداندن مردم و بیشتر شدن صفرهای فروش فیلمش سخیف ترین واژه های کوچه بازار را در سینما مطرح نماید.

 زوال فرهنگی دیگر ساخته و پرداخته  دشنمان نیست بلکه آیینه تمام نمای رفتار و نگرش حاکمان است. زوال فرهنگی ابزاری است برای حکومت حاکمانی که لایق حکومت نیستند. ابزاری است برای تسخیر یک کشور آنچنان که در استعمار فرهنگی نیز هدف حکومت بر کشور دیگری است با ابزار فرهنگ، در زوال فرهنگی نیز همین داستان ساری و جاری است. ابزار اما متفاوت است در استعمار فرهنگی ابزار رسانه ها هستند سینما و محصولات فرهنگی بیگانه است اما در زوال فرهنگی ابزار سانسور است تحمیق مردم است عوام فریبی است و رفتار حاکمان.

زوال فرهنگی ابزاری است در جهت تحکیم  استبداد در جهت استیلای بیش از پیش خودکامگی.   

مشکل امروزه ایران نه استعمار فرهنگی بلکه زوال فرهنگی است. مشکل اکنون رواج یافتن جعل و دروغ است،  تظاهر و ریاست و تهمت زدن است . مشکل امروز ایران کمرنگ شدن اعتماد مردم است  نه استعمار فرهنگی.

آیا پرداختن به استعمار فرهنگی برای غفلت آگاهانه از زوال فرهنگی است؟

آیا نیاز ساختار قدرت باعث شده تا زوال فرهنگی ابزاری برای حکومت گردد؟

آیا پرداختن به استعمار فرهنگی بخشی از روش درمان یونانی است؟

لینک های مرتبط:

ساختار قدرت و نیاز به احمدی نژاد

در مان یونانی

جامعه ما و لباس جدید امپراطور

   1      2      3      4      5      6      >>